ابو اسحاق می گوید جمعی از موثقین اصحاب امام علی(ع) روایت کردند 

که خود شنیدیم امیرالمؤمنین (ع) در یکى از خطبه هایش ‍ چنین مى فرمود: بار خدایا من میدانم که بساط علم و دانش [و معرفت] بطور کامل برچیده نمیشود و بن مایه های آن [در زمین] از میان نمی رود و میدانم که تو زمین ت را از حجتى بر خلق خالى نسازى که او یا آشکار باشد و [که گاه] فرمانش نبرند و [و گاه] خائف و پنهان تا حجت تو باطل نگردد [یعنی بهر وصف زمین از حجت خداوند خالی نیست] و تا [اهل ایمان و] اولیاء تو بعد از آنکه هدایت شان فرمودى گمراه نشوند، ولى آنها کجایند و چه تعدادند؟ ایشان [پراکنده و] از لحاظ شماره بسیار اندک و اما از لحاظ ارزش و مقام نزد خداوند جل ذکره بسیار عالی رتبه و بزرگند، ایشان پیرو پیشوایان دین و امامان هدایتگر اند، همان ائمه ای که [در اعتقادات] به آداب ایشان تربیت الهی یافته و [در عمل] به راه آشکار و استوار آنها رفته اند. 

اینجاست که فوران علم و دانش ایشان را به حقیقت ایمان [و ظرائف معارف] آگاه ساخته و روح شان نداى پیشوایان علم [یعنی اهل بیت] را [با عمق جان] اجابت نماید و همان احادیث [و معارفی] که بر دیگران مشکل آید برای ایشان آسان و دلنشین است و به آنچه [از تعالیم الهی که] تکذیب کنندگان ، از آن وحشت دارند و متجاوزان [از شریعت] از آن سر باز می زنند انس و الفت دارند. آنها [اولیاء] پیروان [واقعی] علما [بزرگ یعنی اهل بیت] هستند، به خاطر اطاعت از خداى تبارک و اولیاء [بزرگ او و مصالحی که خداوند مقدر کرده] با اهل دنیا [در ظواهر امر] همنشینی و مصاحبت می کنند و براى حفظ دین و [تدارک] ترس[معقول] از دشمن[غدار] خویش [به سنت خداوند و تشخیص ائمه] تقیه را [ با همه تلخی اش، برای مصالح شخصی و جمعی بالاتر] آئین و روش خود سازند [ تا بستر و فرصتی برای اقامه حق فراهم شود ] [البته اینها سختی های ظاهری است و] ارواح ایشان بمقام بالا [و ملکوت اعلی] مرتبط است [و غرق لذائذ معنوی و ملکوتی است.] 

وعلما و پیروان شان در زمان دولت باطل [به علت نبود شرایط و یار و یاور، بناچار] ساکت و خاموش اند و به انتظار [و مترصد اقامه] دولت حق [چه در مقادیر مختصر و چه دولت عدل جهانی موعود بشریت] ایستاده اند، و بزودی خداوند هم با کلمات خود [آیات الهی و مشیت خود در استقرار حکومت جهانی ائمه] حق [اسلام و معارف حق] را ثابت [و مستقر و حاکم] کند و باطل را [در تمام انواع آن] [با بیداری بشریت و با رهبری ائمه عدل]  از میان بردارد. 

چه امر بزرگی، چه واقعه عظیمی، خوشا به سعادت شان که بر دین شان[و دستورات آن] صبوری کردند [و با کم طاقتی و کارهای نسنجیده از مدار دیانت و آنچه به آن امر شدند خارج نشدند] و [خدا می داند] چقدر مشتاق دیدار شان [در رجعت] در زمان ظهور دولت [جهانی] حق شان هستم، و بزودی خداوند منان ما و ایشان و پدران [در گذشته] و همسران و فرزندان درستکارشان [و هر مومنی را که به هر علتی در دولت موعود حاضر نیست] را در بهشت برین جمع [کرده و بزم شادی و سعادت مومنین را کامل] خواهد کرد. 


عن أبی حمزة عن أبی إسحاق قال: حدثنی الثقة من أصحاب أمیرالمؤمنین علیه السلام أنهم سمعوا أمیرالمؤمنین علیه السلام یقول فی خطبة له: اللهم وإنی لاعلم أن العلم لا یأزر کله، ولا ینقطع مواده وإنک لا تخلی أرضک من حجة لک على خلقک، ظاهر لیس بالمطاع أو خائف مغمور، کیلا تبطل حججک ولا یضل أولیاؤک بعد إذ هدیتهم، بل أین هم و کم؟ أولئک الأقلون عددا، والأعظمون عند الله جل ذکره قدرا، المتبعون لقادة الدین: الأئمة الهادین، الذین یتأدبون بآدابهم، وینهجون نهجهم، فعند ذلک یهجم بهم العلم على حقیقة الایمان، فتستجیب أرواحهم لقادة العلم، و یستلینون من حدیثهم ما استوعر على غیرهم، و یأنسون بما استوحش منه المکذبون، و أباه المسرفون، أولئک أتباع العلماء صحبوا أهل الدنیا بطاعة الله تبارک وتعالى و أولیائه و دانوا بالتقیة عن دینهم و الخوف من عدوهم، فأرواحهم معلقة بالمحل الاعلى، فعلماؤهم و أتباعهم خرس صمت فی دولة الباطل، منتظرون لدولة الحق و سیحق الله الحق بکلماته و یمحق الباطل، ها، ها، طوبى لهم على صبرهم على دینهم فی حال هدنتهم، و یا شوقاه إلى رؤیتهم فی حال ظهور دولتهم و سیجمعنا الله و إیاهم فی جنات عدن و من صلح من آبائهم و أزواجهم و ذریاتهم. 

 #الکافی ج 1 ص 335 ح 3 دو سند موثق