امان از سردرگمی و جهالت و گمراهی 

امان از لغزشها و انحراف بعد از هدایت 

امان از کدورتها و منیت ها و شهوت ها 

فغان از معاصی کوچک و بزرگ و علنی 

فریاد از خواطر و تشریفات و تعلقات. 

 

علامه طباطبائی می گفتند در نجف بشدت اوضاع مالی ام خراب بود و [حتی] گاهی چیزی برای خوردن هم نداشتم، در همان ایام روزی استادم مرحوم آقای قاضی به حجره ام تشریف آوردند، نگاهی به اطراف کرده و گفتند: محمد حسین، تو با این تشریفات به جائی نمی رسی!!! 

 

مرحوم آقای سعادت پرور یک بار گفتند: در عالم معنا دیدم آمده اید اینجا و همه کفش هایتان را هم آورده لب تاقچه داخلی اطاق گذاشته اید و کفش هایتان هم خیلی براق بود. بعد فرمودند: آقا اینها تعلقات شما است. تعلقات تان را با خود به اینجا نیاورید. 

 

پ ن 1: اوضاع مالی و معیشت طلاب در آن دوران مشخص است و قوت غالب بسیاری از طلاب هندوانه ای بسیار ارزان و مقداری نان و امثالهم بود. و تمام دار و ندار یک طلبه در یک حجره گاهی پول یک کفش بچه ماها در امروز نمی شد.مع الوصف کرامتها و عنایات به همان زندگی های ساده و بدون تکلف و ممحض در علم و معنویت و ارشاد مردم جاری می شد. خصوصا که بسیاری از افراد جامعه به هر علتی، امروز گرفتار حداقل ها هستند و تشریفات مومنین نه صلاح است و نه رضایت الهی را در پی دارد. 

 

پ ن 2 : تعلقات جدا از داشته هاست. یعنی چه بسا یک فرد با صد ملک و هزار هکتار زمین و هزاران سکه مناعت طبع و بزرگی خصائل داشته باشد و چه بسا یک گدا به همان لباس و عادات گدایی خود دلبستگی شدید داشته باشد و حتی در مواردی شغل او باشد با وجودی که در نهان ثروتمند باشند. مع الوصف ما باید از فقر و کفاف و ثروت، حد وسط را انتخاب کنیم و همت ما علمیات و معنویات باشد. و افراد بسیار کمی از تعلقات به ثروت و شهرت و ریاست رها می شوند و افراد اندکی حقوق شرعی و انسانی این موقعیت ها را ادا می کنند و اما مکررا سوال دارند چرا ما پیشرفت معنوی نداریم.