آیت الله بهجت : امام صادق (ع) در سند زیارت ضمانت کرده 

همه حوائج خواننده زیارت عاشورا اجابت شود. + برخی آداب آسان اما مهم 

http://yaali12.blog.ir/1395/08/03 

 

یکى از بزرگان مى فرمود: مرحوم آیة اللّه حاج حسین خادمى و حاج شیخ عباس قمى و حاج شیخ عبدالجواد مداحیان روضه خوان امام حسین علیه السلام را در خواب دیدم که در غرفه اى از غرفه هاى بهشت دور یکدیگر جمع بودند. از آیة اللّه خادمى احوالپرسى کردم و گفتم : با هم بودن شما یک آیة اللّه و آقاى حاج شیخ عباس قمى یک محدث و حاج شیخ عبدالجواد روضه خوان، چه مناسبتى دارد که با یکدیگر یک جا قرار گرفته اید؟ جواب دادند: ما همگى مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم. 

 

علامه محدث نورى نوشته: مردى صالح بود که همیشه در اندیشه آخرت شبها در مقبره بیرون شهر معروف به «مزار» که جمعى از صلحا در آن دفن شده بودند، به سر می برد. او همسایه اى داشت که دوران خردسالى را با هم گذرانده بودند و در بزرگى گمرکچى شده بود، پس از مرگ، او را در آن گورستان که نزدیک منزل آن مرد صالح بود به خاک سپردند.

بیش از یک ماه از مرگ گمرکچى نگذشته بود که مرد صالح او را در خواب می بیند که او حال خوشى دارد و از نعمتهاى الهى بر خوردار است! به او می گوید: من از آغاز و انجام و درون و بیرون تو باخبرم، تو کسى نبودى که درونت خوب باشد و کار زشتت حمل بر صحت شود،...کارت عذاب آور بود و بس، پس از کجا به این مقام رسیدى؟

گفت: آرى! چنان است که گفتى، من از لحظه مرگ تا دیروز در سختترین عذاب بودم، اما دیروز، همسر استاد اشرف آهنگر از دنیا رفته و در اینجا (اشاره به جایى کرده که پنجاه قدم از گورش دورتر بوده) به خاکش سپردند، دیشب سه مرتبه امام حسین علیه السلام به دیدنش آمدند. بار سوم فرمودند: عذاب را از این گورستان بردارند، لذا من آسایش قرار گرفتم.مرد صالح از خواب بیدار شده و در بازار آهنگران به جستجوى استاد اشرف می رود، او را یافته و از حال همسرش می پرسد، استاد اشرف می گوید: دیروز از دنیا رفته و در فلان مکان به خاکش سپردیم. مرد صالح می پرسد: به زیارت امام حسین علیه السلام رفته بود؟ می گوید: نه. می پرسد: ذکر مصیبت او می کرد؟ جواب می دهد: نه. سؤال می کند روضه خوانى داشت؟ می گوید: نه، از این سؤالات چه مقصودى دارى؟ مرد صالح خوابش را نقل می کند و می گوید: می خواهم بدانم میان او و امام حسین علیه السلام چه رابطه اى بوده؟ استاد اشرف پاسخ می دهد: زیارت عاشورا می خواند. 

 

علامه شیخ حسن فرید گلپایگانى از استاد خود مرحوم آیة اللّه شیخ عبدالکریم حائرى یزدى نقل می کند اوقاتى که در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم اهالى سامراء به بیمارى وباء و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده اى مى مردند روزى به همراه جمعى از اهل علم در منزل استادم مرحوم سیّد محمّد فشارکى بودیم، ناگاه میرزا محمّد تقى شیرازى تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وباء شد که همه در معرض خطر مرگ هستند. مرحوم میرزا گفتند: اگر من حکمى بدهم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس تصدیق نمودند که بلى. 

سپس فرمود: من حکم مى کنم که شیعیان ساکن سامراء از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشوراء شوند و ثواب آنرا هدیه روح شریف نرجس خانم والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (عج) نمایند تا این بلاء از آنها دور شود اهل مجلس این حکم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشوراء شدند. از فردا تلف شدن شیعه متوقف شد و همه روزه عده اى از سنى ها مى مردند به طوریکه بر همه آشکار گردیده برخى از سنى ها از آشناهاى خود از شیعه ها پرسیدند: سبب اینکه دیگر از شما تلف نمیشوند چیست ؟

به آنها گفته بودند: زیارت عاشوراء، آنها هم مشغول شدند و بلاء از آنها هم بر طرف گردید. علامه فرید می گوید : وقتى گرفتارى سختى برایم پیش آمد فرمایش آن مرحوم بیادم آمد و از اول محرم سرگرم زیارت عاشوراء شدم روز هشتم بطور خارق العاده برایم فرج شد. 

 

یکى از علما و حجج اسلام و از ذریه رسول الله(ص) در یادداشتهاى خود چنین نوشته بود: شبى از طریقى به من الهام شد که مبلغ چهل و پنج هزار تومان بر درب مغازه یکى از بندگان خدا که مرد محترمى از اهل اصفهان است ( و نخواسته اسمش گفته شود) صبح متحیر بودم چه کنم، آیا آنچه فهمیدیم صحیح است یا نه؟ و هم نمى دانستم چقدر پول دارم. وقتى مراجعه کردم دیدم موجودى من چهل و پنج هزار تومان است، اول وقت رفتم درب مغازه آن آقا که از محترمین آن شهر بود، دیدم دو نفر درب مغازه او ایستاده اند، به آن آقا گفتم: من با شما کارى دارم، مى خواهم با هم برویم جایى و برگردیم.

گفت: بسیار خوب. من ایشان را بردم مسجدالنبى واقع در خیابان جى، آنجا عمله و بنا کار مى کردند، لب ایوان طرف قبله نشستیم. من به ایشان گفتم: من مامور هستم گرفتارى شما را اصلاح کنم، مشکلى دارى بگو، هر چه اصرار کردم نگفت، بالاخره آن مبلغ را به ایشان دادم ولى نگفتم چقدر است. ایشان بى اختیار به گریه افتاد و گفت: من چهل و پنج هزار تومان قرض داشتم، چهل زیارت عاشورا نذر کردم بخوانم و امروز بعد از اذان آخر آن را خواندم و از آقا ابى عبدالله الحسین علیه السلام خواستم رفع گرفتاریم شود که بحمد الله گره باز گردید.

 

داستانهای شگفت، اثر آیت الله شهید دستغیب ره 

داستانهاى مفاتیح الجنان، اسماعیل محمدى ص 40

کرامات الحسینیه، على میرخلف زاده ج 2  

آثار وبرکات امام حسین(ع)، باقی اصفهانی ص568 

 

جهت مطالعه بقیه داستان های 

جذاب و مفید به این آدرس مراجعه کنید 

http://ghadeer.org/Book/1326/ 

 

آیت الله بهجت: ترجیح مکه بر کربلا 

یعنی جایگاه ولایت را نشناختن 

http://yaali12.blog.ir/1395/07/09 

 

زیارت عاشورا زیارت حب و بغض ها است. 

https://yaali12.blog.ir/1395/07/16-1